تبليغاتX
هُـوِیَّـتُـنـا - احمدی نژاد متاخّر

روز سه شنبه(25 بهمن) روز پر برنامه ای در تهران بود. از طرفی روز راهپیمایی سکوت سبزها قرار بود باشد که نشد. اکثر کسانی هم که بنده در میدان های انقلاب و ولی عصر و فاطمی و جمهوری دیدم قرمز بودند تا سبز. علت این قرمزی هم این بود که سه شنبه روز ولنتاین تهرانی ها هم بود(آخی الهی(

و برنامه سوم هم نشست سوم احمدی نژاد با حامیان جوان بود که با عنوان "سازمان فراگیر مشاورین جوان رییس جمهور" برگزار شد

.

نکاتی که در ادامه می آید برداشت هایی شخصی از آن جلسه است و ممکن است دوستانی که در جلسه بوده اند بگویند که از کجای جلسه اینها را در آورده ای؟!!

به همین خاطر از ابتدا عرض می کنم که برداشت شخصی است و قابل هر نقد و رد و نفی و طرد و زرد و فحش و فضیحت و سانسور و انکار و تکذیب و تخریت و تهدید و تفیهم اتهام و سلول و بیخیال که داره خطرناک میشه...

و اما نکاتی چند؛

-          ساعت شش و نیم سالن پر بود و در سالن چهار هزار نفری، شش هزار نفر را جای داده بودند که باعث صمیمیت بیشتر شده بود و متوجه شدیم بین افزایش فشار و صمیمیت، رابطه مستقیم وجود دارد.

-          برنامه بی برنامه بود و عجیب از این جریان انحرافی مخوف و پیچیده و با بودجه های میلیاردی که این همه بی برنامه باشد. نزدیک به یک ساعت همه در خیابان یخ کردند و جلوی تالار وزارت کشور شلوغ شد و برخی فکر کردند که تجمع و درگیری است و یکی از رهگذران از بنده که کاملا فیریز شده بودم پرسید آقا کله صبح چی میدن؟ بنده هم عرض کردم که کوپن کله پاچه.

-          جمعیت دارای پراکندگی جغرافیایی بود و نشان داد که دکتر واقعا معتقد به مبارزه با تهران سالاری است. وقتی افرادی را با لباس محلی میدیدی برایت جالب بود. و اینکه افراد از تیپ های مختلف بودند. از جوانانی با محاسن بلند و مرتب و خانم هایی با پوشیه تا جوانانی با موی فشن و خانم هایی که حجاب کامل اسلامی نداشتند اما معتقد بودند که اسرائیل از صحنه روزگار محو خواهد شد.

-          قبل از شروع صحبتهای دکتر باید به صحبتهای آقایان نجار و افراشته گوش داده میشد و آقای افراشته با اینکه خوب صحبت کرد اما کمی حاشیه سازی کرد و از آقای مشایی اسم آورد و با شکل خاصی هم این کار را انجام داد که باعث تحریک جمعیت شد و ایکاش که این کار را نمی کرد. اسم آوردن باعث شد که تعدادی از افراد با هو کردن، واکنش نشان دهند و تعدادی نیز سالن را ترک کردند. کسانی که هو کردند دو دسته بودند. عده ای که سازماندهی شده بودند و سرتیم هم مشخص بود. تعداد آنها نزدیک به 50 نفر در شش هزار نفر بود. اما دسته دوم که فقط هو کردند و سالن را ترک نکردند شاید به طور تخمینی به 500 نفر می رسیدند که تعداد آنها حاوی نکاتی جدی بود. این ها دوستداران احمدی نژاد بودند اما مسئول دفتر او را هو کردند. دکتر باید نسبت به این پدیده بیندیشد که چه عاملی در عملکرد ایشان و دوستانشان و چه حجم تبلیغاتی در کشور باعث شده است که دوستداران ایشان در شهرستان دچار این دوگانگی شوند.  آیا اشتباهاتی در رفتار آقای مشایی وجود دارد؟ آیا دکتر نسبت به این انقادات برخورد مناسبی نداشته اند؟ آیا تخریب بیرحمانه علت اصلی است؟ آیا این همان سرخوردگی مورد اشاره رهبری است که حتی تا هواداران نزدیک دکتر هم رسیده است؟ و سوالاتی دیگر...

-          صحبت های دکتر دارای نکات مهمی بود. 1- رویکرد فلسفه تاریخی در بیان احمدی نژاد به مانند دو جلسه قبل وجود داشت. او نسبت انقلاب با توحید و ظهور و تکلیف ما در این میان را مرور کرد.2- نکته ای مهم درباره رابطه نظر و عمل گفت و اینکه ساخت ایران اسلامی به عنوان الگو و ملتی شاهد، تلاش عملی برای اقامه مبانی نظری اسلام و انقلاب اسلامی است.3- از بحث توحید و عدالت و ترکیب آنها در نسبت نظر و عمل سخن گفت. 4- احمدی نژاد به مقوله اخلاص پرداخت و آن را رمز توفیق انجام تکلیف بیان کرد. 5- بحثی مهم و تاریخی در رابطه با بانک و ربا مطرح کرد و تمرکز جالبی روی بحث رضایت کلیسا در امر گسترش ربا به واسطه تلاش های صهیونیستها داشت. اینکه پول اعتباری شکل گرفت و چگونه کلیسا مقاومت کرد و در نهایت تسلیم شد و فریب خورد. به نامه سید جمال الدین اسدآبادی به میرزای شیرازی اشاره کرد و اینکه سید جمال خطر این بلیه عظیم را دریافته بود.4- دکتر احمدی نژاد با دقت خاصی نکات مورد اشاره رهبری درباره ایران را در بیان خود به کار می برد. با اشاره به ایران حتما ایران پس از اسلام و شکوه آن را مرود تاکید خود قرار می داد. حتی وقتی بر انسان تاکید می کرد، نسبت آن را با توحید و ارزش های الهی و اسلامی تبیین می کرد و کمتر فرصت می داد تا برخی خبرگزاری های تهرانی به فکر رفتن به قم بیفتند تا دوباره حاشیه و جنجالی دیگر بیافرینند. 5- و احمدی نژاد چندین بار قسم خورد که پای هزینه عدالت خواهد ایستاد. این تکرار قسم از سوی احمدی نژاد جالب بود.

-          و اما نکته آخر که همه این یادداشت برای آن نوشته شده است اینکه احمدی نژاد و اینگونه صحبت کردن از بانک و ساختار آن و ریشه تاریخی مساله ربا و پول اعتباری به عنوان حلقه ای از اقتصاد و همچنین طلب کمک از جوانان برای اینکه بیندیشند که چگونه می شود از این ساختارها و مبانی نظری و تاریخی آنها عبور کرد، نتیجه ضربه ای است که دکتر از ساختار خورد. در قضیه ارز و سکه و رضایت دکتر به افزایش سود بانکها، ساختار توانست قدرت خود را به ایشان نشان دهد. شاید احمدی نژاد در تقابل با آدمها موفق بوده باشد اما ساختار مقوله پیچیده تری است که غیر از تقابل فرد با فردی دیگر است.

احمدی نژاد توانست دوگانه رهبری-هاشمی را تبدیل به دوگانه احمدی نژاد –هاشمی نماید و حضرت آقا از این بازی طراحی شده توسط جریان انحرافی اصیل( که با تولد انقلاب زاده شد و ریشه آن را باید در اصحاب نزدیک امام خمینی(ره) جست) خارج شده و به عنوان فصل الخطاب حقیقی پذیرفته شوند حتی برای آقای هاشمی. به گونه ای که اگر برخورد از موضع رهبری آقا در بعد فتنه نبود، آقای هاشمی امکان ادامه حیات سیاسی در ایران را نداشت و این را خود ایشان به خوبی درک کرد. اما همین احمدی نژاد بعد از گذشت شش سال و اندی دریافته است که دیگر مساله اصلی او هاشمی و توکلی و قالیباف و خاتمی و نوری زاد و موسوی و ... نیستند. بلکه چیزی به نام ساختار وجود دارد که دشمنی بسیار خطرناک برای عدالت و عدالت خواهی است. شاید بتوان گفت که احمدی نژاد متاخر در ابتدای مسیری است که رهبری  به تنهایی متولی آن شده و مدتهاست که پیگیر آن هستند.

مسری طولانی و تدریجی که لازمه آن؛ 1- تحول در حوزه و رسیدن به فقه حکومتی، 2- تحول در دانشگاه و رسیدن به علم دینی و3- تحول در مدیریت اجتماعی و رسیدن به الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی است. هر چند احمدی نژاد در این سالها صحبتهایی راجع به این سه مقوله مهم و اساسی داشته است، اما اهل فن می دانند که بین صحبت کردن و دغدغه مند بودن فاصله است. به عنوان نمونه در بحث تحول در علوم انسانی، احمدی نژاد تنها در جلسه اول شورای تحول در علوم انسانی که بعد از بیان تاریخی رهبری در شهریور 88 راجع به تحول در علوم انسانی تشکیل شد حضور یافت و آقای حداد عادل را به ریاست شورا گذاشت و دیگر هم در جلسه شرکت نکرد و کمتر پیش آمده که احمدی نژاد پیرامون آن صحبتی داشته باشد. انتخاب حداد عادل هم به مثابه مرگ تحول بود. چرا که از اندیشه دکتر حداد که فردی متین و مومن و زحمت کش بوده و هستند آبی برای تحول در علوم انسانی گرم نمی شود و آشنایان به مبانی فکری ایشان به این امر واقفند.

اما رهبری به زمانی 50 ساله برای تحول در این سه عرصه اشاره داشته اند و بیان داشته اند جز با تحول در حوزه و ساختار فقاهت و تحول در دانشگاه و رویکرد ما در علوم انسانی و همچنین تحول در نظام اجرایی با الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی، نمی توان به تغییری عمیق و دامنه دار امیدوار بود. این تلقی که با تعطیلی چند سازمان و شورا و با به کارگیری چند تیم از کارشناسان انقلابی و ... می توان هر سه بخش اشاره شده را تغییر داد چندان مطابق واقع نبوده و نیست. این نگاه عمیق و ریشه ای احمدی نژاد به مساله بانک و اقتصاد نشانه ای از عمق نگاهی است که رییس جمهور دارد و در جلسه سه شنبه بخشی از آن را ابراز نمود. احمدی نژاد این عمق نگاه را در درگیری با واقعیت و در جنگ برای عدالت به دست آورده است  و کسانی که ابتدا خود را تغییر میدهند منادیان تغییر در بیرون هستند.

احمدی نژاد متاخر زین پس به نظام سازی که موضوع اصلی رهبری عزیز است، خواهد اندیشید؟

ضمیمه: بنده هم به مانند دوستانم حامد در وبلاگ آرمانشهر و مجید در وبلاگ همسازی معتقدم که احمدی نژاد واقعی بسیار متفاوت از احمدی نژاد در خبرهاست حتی خبرهایی که رسانه های حامی دولت منعکس می کنند. لحن بیان عبارت رهبری عزیز و تاکیدات بر نظام ولایی در سخنان دکتر از اخبار مبنی بر ضد ولایت فقیه بودن دکتر که توسط منابع موثق در سایتهای ف و م و ج و الف و ر و ص و ع و ف و ش و ف(البته این ف مربوط به فردا است و قبلی مربوط به فرارو و قبل تری مربوط به فارس بود. پس لطفا این سه را با هم اشتباه نگیرید) و...پخش می شود بسیار فاصله داشت. ممکن عده ای بگویند که اینها همه در ظاهر است و پشت پرده خبرهای دیگری در دولت است. بله احتمال آن صفر نیست. اما ما ملکف بر حسن ظن و باور به ظاهریم و نیت خوانی و انگیزه خوانی در مذهب و مرام ما مردود است. به علاوه با صراحت هایی که در بیان رهبری مبنی بر مطلوب بودن شاکله دولت و بهترین دولت بعد از مشروطه و احیاگر ارزشهای امام و انقلاب و زنده کننده نام حضرت زهرا(س) و حضرت صاحب(عج) در جهان و و اینکه همه این جنجالها بر سر اختلاف عقیده و سلیقه است و مسئول تشخیص انحراف شخص رهبری است و قس علی هذا چه کنیم.(البته با عرض معذرت از تمام منابع موثق)  . اما نکته اینجاست که  کمتر می توان در لحن به ملت دروغ گفت. مثل اینکه عده ای سعی می کنند بگویند که نوکر مردم اند اما اصلا لحن بیان آنها باورپذیر نیست. به همین دلیل تصمیم گرفته اند که دیگر نگویند تا بیشتر از این باعث چندش مردم از این لحن بیان آنها نشوند. چون وقتی مردم زیاد دچار چندش شوند چهره در هم می کشند و پوستشان چروک می افتد و چروک بیشتر، صورت را پیر نشان می دهد و صورت پیر باعث القای ناامیدی در جامعه و بعد هم سازمان های جهانی اعلام می کنند که شاخص امید به زندگی در ایران کاهش یافته و نظام سلطه هم باورش می شود و شاخ و شانه می کشد و در کل امنیت ملی ما مورد تهدید قرار می گیرید. پس آقایانی که ادای رجایی و احمدی نژاد را در می آورید لطفا امنیت ملی ما را تهدید نکنید. اگر باورتان نمی شود که به فرموده امام خامنه ای ما در شرایط بدر و خیبریم پس تلاش نکنید که به ملت حقنه کنید که ما در شعب ابوطالبیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 13:44  توسط محسن  |